الشيخ المنتظري
621
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
( و روزيها را مقدّر كرد ، پس آنها را زياد و كم گردانيد ، و به تنگى و فراخى به طور عادلانه تقسيم نمود تا به آسانىِ به دست آوردن و سختىِ آن هر كه را بخواهد آزمايش كند ، و به همين جهت شاكر و صابر از غنىّ و فقير آنها را بيازمايد . ) « قدّر » از مادّه « تقدير » به معناى اندازه گيرى است . « ارزاق » جمع « رزق » به معناى روزى و ما يحتاج زندگى است . فرموده اند : « و قدّر الارزاق » خداوند روزىِ بندگان را اندازه گيرى كرده « فكثّرها و قلّلها » پس يك عدّه را در وسعت قرار داده و روزى آنان را زياد كرده است ، و يك عدّه ديگر را در تنگنا قرار داده و روزى آنان را كم و اندك مقرّر كرده است . « و قسّمها على الضّيق و السّعة فعدل فيها » ; « ضيق » و « سعة » دو لغت مقابل يكديگر هستند و به معناى تنگىِ روزى و فراخىِ آن است . خداوند روزىِ افراد را بر مبناى عدالت در وسعت و تنگنا قرار داده است . ممكن است بگوييد اين چه عدالتى است كه بعضى آنقدر ثروت دارند كه از حساب آن عاجزند و برخى ديگر آنقدر فقير هستند كه شب گرسنه سر به زمين مىگذارند ! جوابش اين است كه عدالت در نظام كلّ ، همان حكمت و مصلحت جامعه است ; و اگر در اين دنيا بنا به يك جهاتى براى بعضى ها تنگناهايى وجود دارد در آخرت جبران مىشود . مرحوم حاجىِ سبزوارى در منظومه حكمت گفته است : « ما ليس موزوناً لبعض من نَغَم * ففى نظام الكلّ كلّ منتظم » ( 1 ) نغمه هايى كه براى بعضى ها موزون به نظر نمىآيد ، نسبت به كلّ نظام موزون و بجاست ; نيش عقرب و مار نسبت به من و شما كشنده و چيز نابجايى است ولى نسبت به عقرب يا مار كه نياز به آلت دفاعى دارد و نسبت به كلّ نظامِ جهان هستى
--> 1 - منظومه حكمت ، الفريدة السابعة ، غرر فى دفع شكوك عن الغاية ، ص 128